۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ - رویکردی جدید در تعریف چاقی میتواند به پزشکان کمک کند تا با تمرکز بر اثرات چربی بیش از حد بر اندامها و بافتها به جای تکیه صرف بر آستانههای خطر متابولیک، بیمارانی را که به درمانهای شدیدتر نیاز دارند، بهتر شناسایی کنند.
در یک مطالعۀ مروری جدید که در The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism منتشر شده است، پژوهشگران مرکز تحقیقات بیومدیکال پنینگتون وابسته به دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، مفهوم «چاقیِ از نظر متابولیکی سالم (MHO)» را بررسی کرده و استدلال میکنند که چارچوب جدیدتر که «چاقی پیشبالینی» را از «چاقی بالینی» متمایز میکند، رویکردی علمیتر از نظر بیولوژیکی و کاربردیتر از نظر بالینی ارائه میدهد.
این مقالۀ مروری با عنوان «آیا چاقیِ از نظر متابولیکی سالم واقعاً وجود دارد: حرکت به سوی تعاریف جدید»، توسط دکتر کریستین رودریگز پژوهشگر فوق دکترا، و پروفسور اریک راووسین استاد دانشگاه LSUنگاشته شده است. این مقاله بررسی میکند که چگونه طبقهبندی سنتیِ «چاقی از نظر متابولیکی سالم (MHO)» و «چاقی از نظر متابولیکی ناسالم (MUO)» بر تصمیمات درمانی تأثیر گذاشته است و چرا طرح جدیدی که توسط کمیسیون Lancet Diabetes & Endocrinology در مورد «تعریف و تشخیص چاقی بالینی» تدوین شده، ممکن است مسیر بهتری را پیش رو بگذارد.
چارچوب سنتی MHO/MUO بهطور کلی افراد مبتلا به چاقی را بر اساس حضور یا عدم حضور اختلالات متابولیک، طبقهبندی میکند. بر اساس این رویکرد، افراد دارای چاقیِ از نظر متابولیکی ناسالم ممکن است کاندیدای مداخلات شدیدتر در سبک زندگی و درمانهای دارویی باشند؛ در حالی که افراد طبقهبندی شده در گروه چاقیِ از نظر متابولیکی سالم، ممکن است در ابتدا حمایتهای ساختارمندی در زمینۀ سبک زندگی دریافت کنند و در صورت بدتر شدن سلامت متابولیک یا ظهور سایر عوامل خطر، درمانهای شدیدتر برای آنها در نظر گرفته شود.
چالش موجود این است که تعریف MHO در مطالعات مختلف به میزان قابل توجهی متفاوت است و اغلب یک وضعیت پایدار نیست. افرادی که در گروه چاقی از نظر متابولیکی سالم طبقهبندی میشوند، ممکن است در طول زمان دچار اختلالات متابولیک شوند، که این امر برنامههای درمانی را بر پایه این فرض که چاقی آنها در حال حاضر «سالم» است، پیچیده میکند.
پروفسور راووسین، گفت: «مفهوم چاقیِ از نظر متابولیکی سالم به پژوهشگران کمک کرد تا تشخیص دهند که چاقی لزوماً بر همه افراد به یک شکل تأثیر نمیگذارد. اما استفاده از این طبقهبندی به عنوان مبنایی برای درمان طولانیمدت دشوار است، زیرا تعاریف متغیر هستند و سلامت متابولیک میتواند تغییر کند. فردی که امروز از نظر متابولیکی سالم در نظر گرفته میشود، ممکن است فردا دیگر سالم نباشد.»
چارچوب «چاقی پیشبالینی/بالینی» که توسط کمیسیون لنسِت پیشنهاد شده، رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکند. این چارچوب به جای اینکه چاقی را عمدتاً بر اساس حضور یا عدم حضور گروه خاصی از عوامل خطر متابولیک تعریف کند، بررسی میکند که آیا چربی بیش از حد باعث اختلال در عملکرد اندامها یا بافتها شده است یا توانایی فرد در انجام فعالیتهای روزانه را محدود کرده است یا خیر.
این بدان معناست که چاقی پیشبالینی توصیفکنندۀ افرادی با چربی تأیید شده است که در حال حاضر شواهدی از اختلال عملکرد اندام یا بافت ناشی از چاقی ندارند. این افراد ممکن است از مداخلات ساختارمند در سبک زندگی، پایش منظم سلامت قلبی-متابولیک و تصمیمگیری مشترک درباره درمانهای دارویی (در صورت بالا رفتن خطر فردی) بهرهمند شوند.
از سوی دیگر، چاقی بالینی با چربی بیش از حد همراه با اختلال عملکرد اندام یا بافت ناشی از چاقی، یا محدودیتهای قابل توجه در فعالیتهای روزانه، تعریف میشود. برای این افراد، درمانهای دارویی مبتنی بر شواهد و در صورت لزوم، جراحیهای متابولیک یا جراحی چاقی (Bariatric surgery) ممکن است در کنار درمان مشکلات سلامتی خاص مرتبط با چاقی در نظر گرفته شود.
نکتۀ مهم این است که این چارچوب، نحوۀ ارزیابی موفقیت درمان را نیز تغییر میدهد. به جای اینکه موفقیت را صرفاً با میزان کاهش وزن بسنجیم، هدف بهبود یا رفع اختلال عملکرد اندام یا بافتی است که تعریفکنندۀ چاقی بالینی فرد است.
دکتر رودریگز، گفت: «تغییر از این پرسش که "آیا این فرد از نظر متابولیک سالم است یا ناسالم؟" به این پرسش که "آیا چربی بیش از حد بر عملکرد بدن تأثیر میگذارد؟"، روشی برای تفکر دربارۀ چاقی به ما میدهد که از نظر بالینی معنادارتر است. این چارچوب به ما اجازه میدهد افرادی را که ممکن است از پیشگیری و پایش سود ببرند، شناسایی کنیم و همزمان تشخیص دهیم که چه زمانی چاقی به مرحلهای از بیماری رسیده است که نیازمند درمان شدیدتر است.»
نویسندگان خاطرنشان کردند که این چارچوب همچنان در حال تکامل است و برای اعتبارسنجی معیارهای تشخیصی خود و توسعه ابزارهایی جهت اجرای منسجم در عمل بالینی و سلامت عمومی، به تحقیقات بیشتری نیاز دارد. این مقاله مروری در پایان نتیجه گرفته است که مفهوم چاقیِ از نظر متابولیک سالم به پیشرفت در درک تنوع بیولوژیکی چاقی کمک کرده است، اما به دلیل تعاریف ناهماهنگ، ماهیت بالقوه موقت و تمرکز بر مجموعهای نسبتاً محدود از عوامل خطر متابولیک، با محدودیتهایی روبرو است.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260731/Researchers-propose-new-framework-to-define-clinical-obesity.aspx